من با این قدم میرم مدرسه

امروز واسه اولین بار که نه ، واسه دومین بار رفتم مدرسه . هورا

البته امروز اولین روز کلاس رفتنم بود . وای که مامان چقد درس داد ، تازشم به بچه ها گفت کتاب ندارین جزوه بنویسین و جلسه بعد حتما کتبی.شیطان

مامان یکم بداخلاق بودیا !!!عصبانی

امروز مامان هم صبحونه خودشو خورد و هم با مدیر معاونا صبحونه مدرسه رو خورد . وقتی هم رسیدیم خونه افتاد رو زمین و با مانتو خوابش برد تا ۵:٣٠. هرچی گفتم مامانی گشنمه...متفکر

شب بابایی واسش ساندویچ فلافل گرفته بود آخه خیلی وقت بود دلم فلافل میخواست و البته دیگه یادم رفته بود. ای بابای شیکمو ،میدونستی مامان برات غذا نپخته؟!!

حالا به هر حال ما داریم میخوابیم و فردا باز باید بریم مدرسه .

/ 1 نظر / 11 بازدید
jiji

نی نی پس تو هم مدرسه ای شدی؟ای شا ا... که وقتی بزرگ شدی موفق موفق بشی و ما مان و بابات کیف کنن و حالش را ببرن.ههههههههه