حال بد مامان

اوه خدای من ، این مامان من داشت خفه میشد(دور از جونم)ناراحت

خلاصه که همچنان این مامی ما هر چی میخوره ،گلاب به روتون...سبز

یادم نیست گفته بودم یا نه ،اوایل تشریف فرمایی من مامانم ٢ کیلو میگو خرید و چشتون روز بد نبینه وقتی نیم کیلوشو درست کرد و با بابایی عزیزم میل نمودند،جاتون خالی تمام بدنش متورم و خاران شددلقک...دیشب بابایی اصرار کرد که یه کم دیگشو بخوره تا مطمئن بشن آیا حساسیتی هست یا نه و چشتون روز بد نبینه...خیال باطلحالا هی بگین میگو بخور . بابا من همینجوریشم خیلی باهوشم.چشمک

اولش که سر معدش سوخت و ...خلاصه تمامش به فاضلاب پیوست و این مامانی دپرس از اینکه حیــــــــــــــــــــــــــف . اینهمه میگو...افسوس

بعدش تمام صورتش متورم شد و گلوش مصدود شد و احساس کرد به سختی نفس میکشه و بابایی رفت تا شربت پرومتازین بگیره که دفعه پیش دوست مامان پیشنهاد کرده بود و البته با خوردن این شربت هم حال مامان خوب نشد و دیگه زبون کوچیکش شده بود اندازه یه گیلاس و تمام حلق و دهنش متورم و سیاه شده بود و بابایی بردمون بیمارستان و اونجا مادر من دو تا آمپول dexametazol نوش جان نمود یکی وریدی و یکی عضلانی.اوف... اون عضلانیه خیلی دردناک بود .تازه دکتر هم آشنا از آب در اومد.تعجب

مامان رو خوابوندن و یه مدت صبر کردن تا بهتر شد و ولمون کردن تا بیایم خونه .

اوه مادر من ، بیشتر مواظب باش . مگه نمیدونی که من خیلی با ارزشم.

/ 4 نظر / 7 بازدید
سمی

اشالله خوووووب بشه مامانی پر خووووری ممنوع وبلاگ دوقلوهاروو ببین[نیشخند]

نغمه

[زبان]عزیزم ! نینی جوووووون ! من رفتم و اومدم چقدر تو بزرگ شدی ! زیاد شیطونی نکن ! مامانت گناه داره بهت گفته بودم وقتی من تو دل مامانم بودم دکتر قبل از این که سونو کنه حدس زده بود بچه پسره ؟ اونم فوتبالیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [نیشخند] ولی نمیدونم چرا دختر دراومدم ! فکر کنم خدا به دعای مامان بابام گوش کرده بود ! خلاصه که دوستت دارم اگه به مامانت بگی بیاد وبم خیلی خوب میشه آخه آپم

نغمه

´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´ ´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´ ´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶