مامان در وا نمیشه

این مامان تنبل که نمیاد بلاگ منو به روز کنه و بگه چه خانومی شدم دیگه...

این روزا دیگه تقریبا همه چی رو میگم ، مدام هم درحال پرسیدن سوال این چیه هستم . خوب مامان باید امتحان بده ببینم بلده یا نه.بعد که مثلا میگه ستاره ، میگم ستاره؟

شعر های تاب تاب عباسی ، دویدم و دویدم ،توپ سفیدم و اشم وهو رو وقتی مامان میخونه همراهی میکنم .البته اولاشونو بلدم.

این روزا تو کارای خونه حسابی کمک میکنم . همه چیزو میبرم میندازم تو ظرفشویی تا خونه تمیز باشه . اسباب بازی هامو جمع میکنم و جوراب مامان و بابا رو هم وقتی از سر کار بر می گردن میبرم میندازم تو سبد.

درها رو هم هی باز و بسته میکنم و مامان مجبوره در خونه رو قفل کنه تا یهو فراری نشم . منم بهش میگم مامان در وا نمیشه!!!

/ 0 نظر / 3 بازدید