داداش بزرگ من

این بابایی من یه دوست داره که خیلی دوسش داره قلب، اول به مامانی گفته بود این داداش منه ،آخه از اول دبستان باهم بودیم و هیش تامون داداش نداریم.

خلاصه این دوست بابایی دیشب با نامزدش از ترهان اومده بودن و یه سر خونه ما مهمونی اومدن و من این حقیقت تلخ رو فهمیدم...تعجب

از قرار معلوم ٣ سال پیش که مامان و بابا ازدواج کرده بودن ،تصمیم گرفته بودن رامین رو به فرزندی بگیرن تا از بابا جدا نشه....آخ

مامانی چرا من فکر میکردم یکی یکدونه هستم؟متفکر

تازشم این داش رامینم اومده تاریخ عروسیشو انداخته ٢٧ بهمن ، فکرشو بکن من و مامانی اون موقع چطوری بریم تهران!!!افسوس

داداش این رسمش نیست . هی هم میپرسید من صاحب داداش میشم یا آبجی؟

از اون بد تر از بابایی پرسیدن نی نی چند ماهشه و بابایی گفت هنوز ٣ ماهه نشده ...فکر کنم مدرسم بیاد به مدیر میگه نمیدونم بچم کلاس دومه یا چهارمه یا اول!!!قهقهه

خستم شد .اوه مامانی بیا بخسبیمخوابخوابخواب

/ 2 نظر / 3 بازدید
نغمه

. . ¶¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶ . . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶ .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶

نغمه

سلام نینی جون خوبی؟ حسابی بزرگ شدی ؟ دلم واست تنگ شده یه سر به وبم بیا منتظرتم بای باییی